خانه | سلامت | اپیدرم یا رو پوست EPIDERMIS(قسمت دوم)
اپیدرم یا رو پوست EPIDERMIS(قسمت دوم)

اپیدرم یا رو پوست EPIDERMIS(قسمت دوم)

سلول های اپیدرم
کراتینوسیت:
اصلی ترین سلول موجود در اپیدرم می باشد که بافت اصلی آن را تشکیل می دهد و وظیفه اصلی آن ساختن ماده کراتین و محافظت از بافت زیرین است.

کورنئوسیت ها:
سلول های شاخی هستند که در کورنئوم استراتوم یا لایه شاخی از مرگ سلول های کراتین ساز )کراتینوسیت ها ( حاصل می شوند.

ملانوسیت ها:
این سلول ها در لایه بازال اپیدرم بوده و وظیفه اصلی آنها ساختن ملانوزوم ها یا جسمک های حاوی ملانین است.
به ازای هر 10 – 4 کراتینوسیت )حتی تا 36 کراتینوسیت هم ذکر شده است( یک سلول رنگ ساز در اپیدرم وجود دارد. این سلول ها درست بالای غشاء پایه و لابای سلول های لایه زایا قرار داشته و استطا له های خود را مابین تمام کراتینوسیت ها تا طبقه خاردار گسترده اند و از این طریق رنگدانه های ساخته شده توسط آنها به همراه آنزیم تیروزیناز که در تولید رنگدانه نقش دارد را مابین و داخل سلول های اصلی روپوست
منتشر می نمایند. ملانین از تغییر تیروزین تحت تاثیرآنزیم تیروزیناز بوجود می آید.

بطور کلی دو نوع متفاوت از آنها در پوست دیده می شود:
• رنگدانه یوملانین که سیاه تر بوده و حالت قهوه ای تیره به پوست می بخشد. افراد حاوی این رنگدانه توانائی بیشتری برای برنزه شدن در برابر آفتاب را دارند.

• رنگدانه دیگر فئو ملانین است که روشن تر بوده و رنگ های قرمز تا نارنجی را در پوست ایجاد می نماید.
سر نوشت رنگدانه در اپیدرم به خوبی روشن نیست اما به نظر می آید با حرکت سلول ها به طرف سطح پوست دانه های ملانین ملانوزومشکسته شده به شکل غباری در می آیند که در طبقه شاخی دیگر ماهیت قابل تشخیصی ندارند و در انتها نیز با فلس های اپیدرم از پوست جدا می شوند.
تعداد این سلول های بزرگ در تمام افراد یکسان است و آنچه سبب تفاوت رنگ پوست افراد میشود به مقدار فعالیت سلول های ملانین ، نوع رنگدانه ساخته شده، اندازه دانه های حاوی ملانین )میزان رنگدانه تولید شده( و تعداد این جسمک ها است که وابستگی کاملی به خصوصیات ژنتیکی هر فرد دارد .مثاً یک شخص سیاه یا قهوه ای تیره دارای مقدار بیشتری رنگدانه در اپیدرم خود است، رنگدانه ها از نوع یو ملانین بوده که مسئول ایجاد رنگ قهوه ای تا سیاه هستند. این رنگدانه ها در تمامی لایه های اپیدرم پخش گردیده اند ، ملانوزوم ها بزرگتر و حاوی مقدار بیشتری از رنگدانه می باشند، فعالیت سلول های مولد رنگدانه بیشتر بوده ، در صورتی که فقدان ملانین در سفید پوستان به نحوی است که گاه رگ های خونی آنها پدیدار است. این افراد بیشتر پوستی خیلی سفید، روشن و کک و مکی دارند و موهایشان قرمز است. پوست این افراد به راحتی برنزه نمی شود و بیشترین رنگدانه ای که در آنها تولید می شود از نوع فئو ملانین بوده که فقط در لایه های عمقی پخش گردیده اند. رنگ پوست با نژاد، هوا، فصل و نحوه زندگی متغیر است. ملانین پوست را در برابر اثرات مخرب آفتاب حفاظت می نماید، به همین دلیل تابش آفتاب سبب افزایش فعالیت آنزیم تیروزیناز شده و در نتیجه تولید ملانین و توزیع آن از طریق استطاله های سلولی افزایش می یابد، پیگمان ها در اپیدرم رسوب می نمایند و در نهایت باعث تیره شدن رنگ آن می شوند. این امر به مرور زمان ایجاد لک های قهوه ای و کک و مک در پوست می نماید. قابل ذکر است که با قطع تحریک آفتاب، به مرور زمان ملانین های اضافی ناپدید خواهند شد و لک های پوستی از بین خواهند رفت. همین امر دلیل بر نیاز به استفاده مرتب از ضد آفتاب ها می باشد.
نقش ملانین در مقابل نور آفتاب بر اساس سه مکانیسم است:
-1 پرتو های دریافتی را پراکنده می کند.
-2 نور مرئی را جذب کرده که از انرژی آن در تشکیل پیش سازهای ملانین استفاده می شود. اکسید کردنو بقیه انرژی بصورت گرما آزاد می شود. ملانین اکسید شده در بین لایه های مختلف پراکنده شده و باعث برنزه شدن یا شکلاتی شدن می شود.
-3 با جلوگیری از تشکیل رادیکال های آزاد بخصوص توسط یوملانین از سلول ها محافظت می نماید.
-4 گفته می شود که ملانوسیت ها توانائی تبدیل اشعه ماوراء بنفش را به مادون قرمز دارند یعنی انرژی تابشی نور خورشید را تبدیل به انرژی حرارتی می نمایند که آن را میتوان با اثرات مورد دوم همسان دانست.
سلول های حساسه:
این سلول ها، گیرندهای عصبی حس فشار و لامسه می باشند که انتهای برخی رشته های عصبی به این سلول ها منتهی می شود. این سلول ها لابای سلول های پایه ای بویژه در پوست کف دست و پا بیشتر یافت می شوند.
سلول های لانگر هانس:
سلول های منشعب و ستاره ای شکل شبیه ملانوسیت ها می باشند که از مغز استخوان منشاء می گیرند و در طبقه خاردار روپوست قرار داشته و بخشی از سیستم ایمنی بدن را تشکیل می دهند. این سلول ها مشابه ماکروفاژهای بافتی عمل می نمایند وظیفه آنها دفاع در برابر ذرات بیگانه وارد شده به پوست است و با عمل فاگوسیتی نقشی در فعالیت های ایمنی پوست ایفا می کنند و به نظر می آید که در روند پیری نیز نقش داشته باشند. وظیفه این سلول ها معرفی نمودن آنتی ژنها به سلول های لنفوسیتی نوع تی در لایه اپیدرم است که بعد از آن سلول های بیگانه خورده می شوند.
سلول های مرکل:
این سلول ها همانند ملانوسیت ها از ستیغ عصبی در دوران جنینی نشات گرفته و کار آنها در تماس با پایانه های عصبی است و بیشتر نقش حسی پوست را به عهده دارند. جایگاه این سلول ها در لایه بازال است.

جوانی بدون جراحی ، تکنولوژی منحصر به فرد اتق بل آلمان برای اولین بار در ایران